نماش خیابانی "ستاره ،الاچیق،زندگی"
نویسنده و کارگردان :حمیدرضا میرزایی
بازی ها:
جمیل ایری
مهدی میرزایی
مصطفی مسلمی
حمیدرضا میرزایی
طراح پوستر و بروشور: مصطفی مسلمی
نمایش منتخب در سومین جشنواره سراسری تئاتر مریوان.پاییز 87
شرکت کننده دربیست و هفتمین جشنواره بین المللی فجرـ تهران ـ بهمن ۸۷
نمایش خیابانی با هدف آموزش که می کوشد با فضای تعلیق گونه وبر اساس بداهه با
همراهی تماشاگران ،نکاتی که دغدغه ی امروزین مردم خود است را بازگو کند.
نمایش خیابانی بر اساس یاددهی و یادگیری مسایل ملموس و روزمره را به
نمایش و قضاوت مردم می گذارد.
نوشته شده توسط حمیدرضا میرزایی در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387 ساعت 12:27 موضوع | لینک ثابت
بيا و از خير ِ خواندن ِ خواب و تعبير ِ ترانه ام بگذر!
تو كه از باديه ي بادها بر نمي گردي
ديگر چه كار به كار ِ عطر ِ عطش ِ گريه هاي من داري !؟
بگذار شاعري
دراين سوي ِ سياهي ، مدام خواب ِ تو را ببيند
مگر چه مي شود!؟
چه مي شود بگويم " بيا " و نيايي !؟
من به هم كلامي ، با همين حرير سپيد
و همين عكس ِ سياه و سپيد ِ قاب ِ خاتم راضيم
تو رضايت نمي دهي!؟
باور كن گريستن تقدير ِ تمام شاعران است!
كوچه را ببين !
هنوز آن غول ِ زيبا در مهتاب ِ خاموش ِ خود مي گريد
آنسو تََرَك ، زني در غربت آينه
و اين سو شاعري از اهالي آفتاب....
ديگر به كجاي ابرها بر مي خورد!؟
كه من بي امان براي تو ببارم.
مي بخشي! گُلم !
هميشه مي خواستم بي خيال ِ همه ي حرف هاي در راه مانده ام
برايت بنويسم كه ......
اما اضطراب ِ تپش هاي ترانه كه مهلت نمي دهد!
ديگر برو! جانم!
دل نگران من نباش!
شاخه هاي شعر هيچ شاعري
در شن باد ِ بغض و شب ِ بيداري ، ريشه نخشكانده است
من هم پيش از پريدن ِ پروانه ها نخواهم مُرد!
قول مي دهم فردا
كنار همين دفتر ِ خيس منتظرت باشم
در هر ساعت از سكوت ِ ترانه كه بيايي
مرا خواهي ديد
قول مي دهم!
پرسه ای در سوت و کور، ایستگاهی خالی از تو
تیک تاک ِ ساعتم بود و نگاهی خالی از تو
دیر وقت است و خیابانی کِسِل از بی تو بودن
انتظارم اشتباه است ، اشتباهی خالی از تو
مطمئن هستم که حالا مثل ِتو کم نیست، اما
مثل من تنها یکی مانده به راهی خالی از تو
دفترم باز است و دربین غزل ها گیر کردم
لا به لای خط خطی هایِ سیاهی خالی از تو
حس ِ خوب و ناشناسی می شود جاری میان ِ...
پرسه ای در شب که دارد قرص ِ ماهی خالی از تو
لااقل ای کاش این را زودتر فهمیده بودم
زندگی زیباست حتی گاه گاهی خالی از تو!
نوشته شده توسط حمیدرضا میرزایی در سه شنبه نهم مهر 1387 ساعت 0:4 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

سلام همسفران رو یایی
همسفری از همین حوالی هستم
شعر را با خیال شما
آغاز می کنم
بعد از این قرارمان پای همین شعرها
می خواهم همراه با تو "هنر" را که معجزه ی "عشق" است
عاشقانه و بی ریا زمزمه کنیم
بیستون را عشق کند
و
شهر تش فر هاد برد
----------
کارشناس پرستاری
به نمایش , شعر , موسیقی, خوشنویسی
و هر چه که مرا پروازی دهد ...
" به هر جا که اینجا نیست "
تعلق خاطر دارم
"حرف و گفت و صوت را بر هم زنم
تا که بی این هر سه با تو دم زنم"
" مولانا"
-------------------------
ستيز من با تاريكيست.
براي ستيز با تاريكي شمشير به رويش نمي كشم!
"چراغ مي افروزم"
زرتشت
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY