{ روز مادر مبارک }

مادر باش می خواهم نفس بکشم٬اگررفتی ریه هایم رابا خود ببر
پنج شنبه ۱۴/۴/۸۶ولادت حضرت زهرا(س) ٬روز زن ومادراست
باخود گفتم غزلي كه براي مادرم گفته ام را بنویسم
تا از نظرهاي شما خوبان بهره مند شوم،
ناگهان به ياد منظومه ي زيباي ..............
" اي واي مادرم " " زنده ياد شهريار " افتادم
همسفران رويايي!
باور كنيد هر وقت من اين شعر را مي خوانم بي اختياراشك روي صورتم جاده اي مي سازد.
----------------------------------------------------------------------------
شكل گيري اين منظومه به قـلم جـناب آقاي زاهـدي دوست استاد :
۱۳۳۱اتـفاق افـتاد ٬ هـمان روز در اداره به اين جانب مراجعـه کرد
و با تاثـر فوق العـاده ی این خـبر شوم را اطلاع داد٬
به اتـفاق به بـيمارستان هـزار تخـتخوابي مراجـعـه کرده و نعـش مادرشان را تحـويل -
گـرفـته به قـم برده و به خاک سپـرديم.
حـالـتي که از آن مـرگ به شهـريار دست داده در منظومه ی..........
" اي واي مادرم " نشان داده مي شود.

قسمتي از اين قصيده ي زيبا :
|
........................ او را گذشته ايست ، سزاوار احترام : تبريز ما ! بدور نماي قديم شهر در ( باغ بيشه ) خانه مردي است باخدا
او زنده است در غم و شعر و خيال من ميراث شاعرانه ی من هرچه هست از اوست كانون مهر و ماه مگر ميشود خموش؟ آن شيرزن بميرد ؟ او شهريار زاد
........................
|
|
نوشته شده توسط حمیدرضا میرزایی در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 ساعت 12:27 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

سلام همسفران رو یایی
همسفری از همین حوالی هستم
شعر را با خیال شما
آغاز می کنم
بعد از این قرارمان پای همین شعرها
می خواهم همراه با تو "هنر" را که معجزه ی "عشق" است
عاشقانه و بی ریا زمزمه کنیم
بیستون را عشق کند
و
شهر تش فر هاد برد
----------
کارشناس پرستاری
به نمایش , شعر , موسیقی, خوشنویسی
و هر چه که مرا پروازی دهد ...
" به هر جا که اینجا نیست "
تعلق خاطر دارم
"حرف و گفت و صوت را بر هم زنم
تا که بی این هر سه با تو دم زنم"
" مولانا"
-------------------------
ستيز من با تاريكيست.
براي ستيز با تاريكي شمشير به رويش نمي كشم!
"چراغ مي افروزم"
زرتشت
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY