تمام مدت شب اضطراب نوشیدم
و مثل ماهی ِ تشنه حباب نوشیدم
برای بی تو نشستن چقدر بی تابی ...
چقدر دلهره و التهاب نوشیدم
نپرس بی تو چه حالم ، چه می کنم بی تو
شبیه بغض ِ کویرم ، شهاب نوشیدم
تمام ِ مدت شب تشنه بودم و آخر
به اعتماد نگاهت سراب نوشیدم
چه التهاب عجیبی ،چه رنج جانکاهی
تمام مدت شب اضطراب نوشیدم .
-----------------------------------------------
(مارلون براندو، تنها اسطوره ی نقش آفرینی)
مارلون براندو، متولد ۴ آوریل سال1924 (شنبه ۱۵ فروردین روز تولد اوست) در اوهاما، نبراسکا، قبل از بازی در "اتوبوسی به نام هوس" از الیاکازان ، در نسخه تئاتری همین فیلم ، اثر استانلی کووالسکی در برادوی ظاهر شده بود. شخصیت براندویی با این فیلم ( اتوبوسی به نام هوس) به ظهور رسید« مرد یاغی و بدوی وبی ثباتی که همه چیز را برای خود می خواست».
بازی در فيلم" پدرخوانده "براندو را به اوج شهرت رساند او موفق شد برنده اسکار بهترین
بازیگر مرد در سال 1972 به خاطر بازی درخشان در نقش" دون ویتو کورلئونه"برای خود به
ارمغان بیاورد.
مارلون براندو، افسانه سينمای جهان، پنجشنبه، اول جولای ۲۰۰۴، ساعت
۶:۳۰ بعد از ظهر به وقت محلی، در سن ۸۰ سالگی بر اثر نارسايی ريوی در
بيمارستانی در شهر لس آنجلس در گذشت.

فیلم اتوبوسی به نام هوس
----------------------------------------------------------
" ۲۷ مارس ۲۰۰۹ ٬ (۷ فروردین ۸۸) روز جهانی تئاتر "

آگوستو بوآل مدير تئاتر آرنا كشور برزيل به مناسبت روز جهاني تئاتر در ۲۷ مارس ۲۰۰۹در پيامي به جهانيان تئاتر را هنري دانست كه صحنه زندگي روزانه را روشن ميكند.
روز جهاني تئاتر مصادف است با ۲۷مارس ۲۰۰۹و مقارن است با ۷فروردين ۱۳۸۸كه امسال آگوستو بوآل برزيلي به مناسبت اين روز پيام داد.
آگوستو بوآل متولد ۱۹۳۱در ريودوژانيرو برزيل دراماتورژ، استاد دانشگاه، نويسنده، تئوريسين، كارگردان تئاتر و خالق روش تئاتر ستمديدگان است.
بوال از ۱۹۵۶تا ۱۹۷۱مدير تئاتر آرنا در سائوپولو برزيل است كه موجب يك انقلاب در حوزه زيبايي شناسي در تئاتر برزيل شده و به اروپا نيز منتقل مي شود.
در بخشي از اين پيام چنين امده است تمامي جوامع بشري در زندگي روزمره خودجذاب و ديدني بوده و در لحظاتي خاص نيزصحنههايي باشكوه و تماشايي خلق ميكنند.
آنان در شكل سازمان اجتماعي، جذاب و ديدنياند و صحنههاي باشكوه و تماشايي را نيز به گونهاي خلق ميكنند كه گويي تماشاگري به ديدن آن آمده است.
نوشته شده توسط حمیدرضا میرزایی در دوشنبه دهم فروردین 1388 ساعت 13:22 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

سلام همسفران رو یایی
همسفری از همین حوالی هستم
شعر را با خیال شما
آغاز می کنم
بعد از این قرارمان پای همین شعرها
می خواهم همراه با تو "هنر" را که معجزه ی "عشق" است
عاشقانه و بی ریا زمزمه کنیم
بیستون را عشق کند
و
شهر تش فر هاد برد
----------
کارشناس پرستاری
به نمایش , شعر , موسیقی, خوشنویسی
و هر چه که مرا پروازی دهد ...
" به هر جا که اینجا نیست "
تعلق خاطر دارم
"حرف و گفت و صوت را بر هم زنم
تا که بی این هر سه با تو دم زنم"
" مولانا"
-------------------------
ستيز من با تاريكيست.
براي ستيز با تاريكي شمشير به رويش نمي كشم!
"چراغ مي افروزم"
زرتشت
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY