به بهانه ی انتشار غزل "چشم های من" در مجموعه شعر (آوازهایی که باد برد)
از مجموعه کتاب های: این روشنای نزدیک
تشکر بی در یغ از دبیرخانه ی این مجموعه٬ اتشارات سخن گستر و هنرمند ارجمند محسن سراجی

اگر حتی ِببارد تیغ هم بر چشم های من
به دیدار تو می آیند با سَر چشم های من
تو را ای میو ه ی از چشمرَس دور، ای همه شیرین
تو را خواهند چید از شاخه آخر چشم های من
گره خوردم به چشمانت، و می دانم که می دانی
نمی خوابند شب ها نیز دیگر، چشم های من
وبر هر جای این دَر بنگری ٬صد چشم می بینی
ز بس در انتظارت مانده بر دَر چشم های من
بزرگی کن فقط بگذار چون قطره بمانند ، آه!
در اقیانوس چشمانت شناور چشم های من
بیا! حالا که فانوس نگاهم رو به خاموشی است
بپاش از نبض چشمانت کمی در چشم های من.
درگذشت خالق (بازمانده) و (کانی مانگا)

خبرگزاري فارس: «سيفالله داد» در سن۵۴ سالگي، در پي يك دوره سخت مقابله با بيماري سرطان
خون، در بيمارستان مهر دارفاني را وداع گفت.
(دل نوشته ی برای همه ی آنانی که دریغ رفتنشان تا همیشه با ماست)
آن قدر به دریغای هنر عادت کرده ایم که کمتر سراغ هنرمندان را می گیریم.
هنرمندانی که نام بلند آوازه ی ایران را در گوشه گوشه ی این سیاره ی آبی تمدن ها
زمزمه کرد ه اند.
در گیر و دار روزمردگی ها !ودر خلوت غفلت ما ٬ فروغ چه دیدگانی شمع راه هنر شد!
خون پاک چه قلب هایی با ضرباهنگ هنر در رگ خزانی ما دوید!
و ...
چه دست هایی در آرزوی دیر پایی این شعله رقصان از سکون و آرامش دل بریده برای
همیشه بر درگاه اساطیری حلقه شد!
نوشته شده توسط حمیدرضا میرزایی در سه شنبه ششم مرداد 1388 ساعت 21:6 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

سلام همسفران رو یایی
همسفری از همین حوالی هستم
شعر را با خیال شما
آغاز می کنم
بعد از این قرارمان پای همین شعرها
می خواهم همراه با تو "هنر" را که معجزه ی "عشق" است
عاشقانه و بی ریا زمزمه کنیم
بیستون را عشق کند
و
شهر تش فر هاد برد
----------
کارشناس پرستاری
به نمایش , شعر , موسیقی, خوشنویسی
و هر چه که مرا پروازی دهد ...
" به هر جا که اینجا نیست "
تعلق خاطر دارم
"حرف و گفت و صوت را بر هم زنم
تا که بی این هر سه با تو دم زنم"
" مولانا"
-------------------------
ستيز من با تاريكيست.
براي ستيز با تاريكي شمشير به رويش نمي كشم!
"چراغ مي افروزم"
زرتشت
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY